تا به الان امری بیهوده تر از جدال عقیدتی سنی و شیعه را مشاهده نکرده
ام،برخلاف تصور حاکم و تبلیغ رسمی وحدت از منابر ایران،در 3 دهه گذشته
کاری کمتر از جنایت در حق وحدت شیعه و سنی انجام نشده است،علی رغم نبود
مساجد سنی در شهرهای بزرگ ایران،جمعیت اهل سنت در این شهرها مدام رو به
افزایش بوده است،بر طبق آخرین سرشماری رسمی بیش از 1 میلیون سنی در تهران
زندگی می کنند. البته به نظر نمی رسد که بتوان همه این جمعیت را سنی زاده
نامید،گرایش به تسنن در بین قشرهایی چون روشنفکران و روحانیون، هواداران خاص خود_حتی هرچند اندک،را دارد و شاید ترس از تشدید این روند،یگانه عامل تداوم نبود
مسجد سنی در پایتخت ایران باشد.
در مورد شبکه هایی چون کلمه،نور،وصال و وصال حق نمی توانیم عملکردشان را به جز یک واکنش صرف به حساب بیاوریم،دقیقا به همین دلیل است که وجودشان جنبه دفاع از موجودیت اهل سنت ایران در برابر سیل حملات مستقیم و غیرمستقیم گفتمان حاکم را به خود گرفته است. ایران به شدت به نقش روشنگر این شبکه ها در قبال خرافات تشیع افراطی واقف است و به حق از آن احساس نگرانی می کند،نمی توان انکار نمود که در سال های اخیر و با رشد هر چه بیشتر دین زدگی در بین جوانان ایرانی،فضای خوبی برای شبکه های مسیحی چون محبت،نجات و 7 برای ترویج مسیحیت به وجود آمده است. میزان گرایش به مسیحیت در ایران رشد قابل ملاحظه ای یافته است و شبکه های سنی یکی از رسالتهایشان را مبارزه با این روند و هدایت مردم به آنچه که اسلام توحیدی خالص و بدون شرک می خوانند می دانند.