ضرورت ائتلاف استراتژیک پژاک و حدکا
لینک منبع مطلب:http://soranblog.blogfa.com/post/10/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DA%98%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D8%AD%D8%AF%DA%A9%D8%A7در ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ - ۱۵:۵۶ RSS soranblog
وقتی تاریخ جنگ های متعدد برادرکشی و هم پیمان شدن مسلحانه گروه های سیاسی کرد و دولت های حاکم بر کردستان بر علیه یکدیگر را با دقت می خوانیم و به خوبی درمی یابیم که زبده ترین نیروهای چریکی احزاب کرد در بیشتر موارد در کمین یکدیگر در خون غلتیده اند،عرق شرم بر پیشانی هر آزادیخواه کرد می نشیند. برادرکشی نه تنها در سطح احزاب بلکه حتی در سطح طوایف مسلحی چون ههورامان و جوانڕۆ که رژیم پهلوی در سالهای پس از جمهوری مهاباد، با زدوبند پنهانی با هردو از اتحادشان جلوگیری و یکی پس از دیگری قلع و قمعشان نمود،نیز وجود داشته و مطمئنا مایه تاسف بیشتر است. کردستان مردم فراموشکاری دارد،دشمن هیچ وقت به نیروی نفوذی اعتماد نمی کند و مزد خوش خدمتی هایش را با ترفیع درجه و پاداش نمی دهد.
شاعر بزرگ کرد عهبدوڵا پهشێو در سخنرانی معروفش در باب جنگ داخلی و برادرکشی یهکێتی(اتحادیه میهنی) و پارتی(پارت دموکرات)سخن زیبایی دارد مبنی بر اینکه اگر حتی ملتی متمدن چون سوئیس همزمان هم گرسنه و هم مسلح نگاه داشته شده باشند دقیقا به مانند کردها بر یکدیگر اسلحه می کشند. هرچند که این حرف افراطی و یکجانبه به نظر می رسد ولی به خوبی بیانگر این نکته است که جنگ برادرکشی به خودی خود و در خلا ایجاد نمی شود،شرایط بد اقتصادی،مسلح بودن همه احزاب و فقدان دید ملی،می تواند به زدوخورد چند چریک و سپس جنگی بزرگ تبدیل شود،تراژدی آنجاست که می خوانیم گاهی حتی بر سر یک کوکاکولا چند چریک به زدوخورد شدید روی آورده اند. همین خود بیانگر این نکته است که زمینه جنگ برادرکشی حتی در آینده نیز وجود دارد و پیشگیری از آن بخصوص در اظهارنظرهای سیاسی مدیران احزاب کرد یک باید است.
کردستان ایران دومین محدوده گسترده سرزمینی در بین بخش های چهارگانه کردستان واحد محسوب می شود،ضرورت تشکیل کنگره کردستان ایران_شرق کردستان در اوضاع حساس منطقه بر کسی پوشیده نیست،ولی نباید از یاد برد که شاید برخی احزاب به علت ریزش پایگاه مردمی تمایل چندانی به چنین امری نداشته باشند. پس از فروپاشی شوروی و در هم ریختن آرمانشهر سوسیالیستی در ذهن بسیاری از اعضای کۆمهڵه،شاهد انشعابات و ریزش های شدید در این حزب تا به الان بوده ایم،میزان ریزش به حدی شدید بوده است که دیگر نمی توان سنندج را دارای اکثریت متمایل به این حزب دانست؛شهری که زمانی زبده ترین چریک های کۆمهڵه را پرورش داده بود،گرایش کمونیستی در بین ساکنانش بیداد می کرد و به همراه مریوان از قویترین پایگاههای فکری کۆمهڵه به شمار می رفت.
پس از ترور دکتر قاسملو و با خلا کاریزما در کردستان ایران شاهد قدرت گیری هرچه بیشتر وجهه کاریزمایی عبدالله اوجالان در این بخش از کردستان بوده ایم،یکی از تبلورهای این گرایش نوظهور،در قیام گسترده سوم اسفند 77 در سنندج و در اعتراض به پروژه بین المللی دستگیری اوجالان در کنیا دیده شد. با این قیام رهبران احزاب شرقی با شگفتی به نظاره وضعیت نشستند و کم کم به این واقعیت تلخ اعتراف نمودند که وضعیت مردمی در مقایسه با ابتدای انقلاب تفاوت فاحشی به خود دیده است،هم در مورد حدکا و هم با نسبت چندین برابر در مورد کۆمهڵه؛این نگرانی و شگفتی با ظهور پژاک و یارگیری گسترده این حزب از شمال تا جنوب مناطق کردنشین ایران شدیدتر نیز گردید. شاید بتوان راز اظهار دشمنی شدید دبیر کل یکی از شاخه های کۆمهڵه،عبدالله مهتدی با پژاک در تریبون های متعدد خبری را همین از دست دادن تقریبی جو دومین شهر بزرگ کردستان ایران دانست.
ضمن توجه به چند صدایی مردم کرد و عدم امکان تقسیم دقیق مناطق تحت نفوذ احزاب کرد،هم اکنون می توان برخلاف جو غالب اکثریت و اقلیت ابتدای انقلاب(حدکا و کۆمهڵه)،با اطمینان نسبی دوگانه با پایگاه قویتر از بقیه را حدکا و پژاک نامید،مشاهده رنگین کمان افکار عمومی کرد و دیدن این واقعیت به خوبی نشان دهنده اهمیت استراتژیک رابطه بین این دو حزب در این دوره تاریخی است،به نظرم کنگره شرق کردستان_کردستان ایران را می توان از این نقطه مهم کلید زد و شاهد به وجود آمدن یک اپوزوسیون متحد،یکپارچه و نیرومند کرد در ایران آینده بود. برغم اختلافات فاحش این دو حزب در زمینه مبارزه مسلحانه و حتی سیاسی،ائتلاف این دو به خوبی می تواند به قاطبه مردم کرد ثابت کند که دید حاکم در بین رهبران احزاب(به ویژه حزب دموکرات) نسبت به زمان جنگ های برادرکشی ابتدای انقلاب تغییر نموده است؛این یک آزمون تاریخیست.
شاعر بزرگ کرد عهبدوڵا پهشێو در سخنرانی معروفش در باب جنگ داخلی و برادرکشی یهکێتی(اتحادیه میهنی) و پارتی(پارت دموکرات)سخن زیبایی دارد مبنی بر اینکه اگر حتی ملتی متمدن چون سوئیس همزمان هم گرسنه و هم مسلح نگاه داشته شده باشند دقیقا به مانند کردها بر یکدیگر اسلحه می کشند. هرچند که این حرف افراطی و یکجانبه به نظر می رسد ولی به خوبی بیانگر این نکته است که جنگ برادرکشی به خودی خود و در خلا ایجاد نمی شود،شرایط بد اقتصادی،مسلح بودن همه احزاب و فقدان دید ملی،می تواند به زدوخورد چند چریک و سپس جنگی بزرگ تبدیل شود،تراژدی آنجاست که می خوانیم گاهی حتی بر سر یک کوکاکولا چند چریک به زدوخورد شدید روی آورده اند. همین خود بیانگر این نکته است که زمینه جنگ برادرکشی حتی در آینده نیز وجود دارد و پیشگیری از آن بخصوص در اظهارنظرهای سیاسی مدیران احزاب کرد یک باید است.
کردستان ایران دومین محدوده گسترده سرزمینی در بین بخش های چهارگانه کردستان واحد محسوب می شود،ضرورت تشکیل کنگره کردستان ایران_شرق کردستان در اوضاع حساس منطقه بر کسی پوشیده نیست،ولی نباید از یاد برد که شاید برخی احزاب به علت ریزش پایگاه مردمی تمایل چندانی به چنین امری نداشته باشند. پس از فروپاشی شوروی و در هم ریختن آرمانشهر سوسیالیستی در ذهن بسیاری از اعضای کۆمهڵه،شاهد انشعابات و ریزش های شدید در این حزب تا به الان بوده ایم،میزان ریزش به حدی شدید بوده است که دیگر نمی توان سنندج را دارای اکثریت متمایل به این حزب دانست؛شهری که زمانی زبده ترین چریک های کۆمهڵه را پرورش داده بود،گرایش کمونیستی در بین ساکنانش بیداد می کرد و به همراه مریوان از قویترین پایگاههای فکری کۆمهڵه به شمار می رفت.
پس از ترور دکتر قاسملو و با خلا کاریزما در کردستان ایران شاهد قدرت گیری هرچه بیشتر وجهه کاریزمایی عبدالله اوجالان در این بخش از کردستان بوده ایم،یکی از تبلورهای این گرایش نوظهور،در قیام گسترده سوم اسفند 77 در سنندج و در اعتراض به پروژه بین المللی دستگیری اوجالان در کنیا دیده شد. با این قیام رهبران احزاب شرقی با شگفتی به نظاره وضعیت نشستند و کم کم به این واقعیت تلخ اعتراف نمودند که وضعیت مردمی در مقایسه با ابتدای انقلاب تفاوت فاحشی به خود دیده است،هم در مورد حدکا و هم با نسبت چندین برابر در مورد کۆمهڵه؛این نگرانی و شگفتی با ظهور پژاک و یارگیری گسترده این حزب از شمال تا جنوب مناطق کردنشین ایران شدیدتر نیز گردید. شاید بتوان راز اظهار دشمنی شدید دبیر کل یکی از شاخه های کۆمهڵه،عبدالله مهتدی با پژاک در تریبون های متعدد خبری را همین از دست دادن تقریبی جو دومین شهر بزرگ کردستان ایران دانست.
ضمن توجه به چند صدایی مردم کرد و عدم امکان تقسیم دقیق مناطق تحت نفوذ احزاب کرد،هم اکنون می توان برخلاف جو غالب اکثریت و اقلیت ابتدای انقلاب(حدکا و کۆمهڵه)،با اطمینان نسبی دوگانه با پایگاه قویتر از بقیه را حدکا و پژاک نامید،مشاهده رنگین کمان افکار عمومی کرد و دیدن این واقعیت به خوبی نشان دهنده اهمیت استراتژیک رابطه بین این دو حزب در این دوره تاریخی است،به نظرم کنگره شرق کردستان_کردستان ایران را می توان از این نقطه مهم کلید زد و شاهد به وجود آمدن یک اپوزوسیون متحد،یکپارچه و نیرومند کرد در ایران آینده بود. برغم اختلافات فاحش این دو حزب در زمینه مبارزه مسلحانه و حتی سیاسی،ائتلاف این دو به خوبی می تواند به قاطبه مردم کرد ثابت کند که دید حاکم در بین رهبران احزاب(به ویژه حزب دموکرات) نسبت به زمان جنگ های برادرکشی ابتدای انقلاب تغییر نموده است؛این یک آزمون تاریخیست.