<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگستان سقز</title>
	<atom:link href="http://blog.sharnews.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.sharnews.com</link>
	<description>سیستم گردآوری مطالب وبلاگستان سقز</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 06:29:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>گسست و پیوند</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4609/%da%af%d8%b3%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4609/%da%af%d8%b3%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 06:29:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bfateh</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=63f64526acabbb9ddd3a8717c6e4c5ae</guid>
		<description><![CDATA[زنگ زدم خونه. مادر گفت: بابا توی اتاق زیر شیروانیه و داره توی چمدونهای پدر بزرگ رو میگرده تا چیزهای بدرد نخور رو دور بریزه. گوشی تلفن رو برد ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p align="justify"><font size="3">زنگ زدم خونه. مادر گفت: بابا توی اتاق زیر شیروانیه و داره توی چمدونهای پدر بزرگ رو میگرده تا چیزهای بدرد نخور رو دور بریزه. گوشی تلفن رو برد پیشش. فهمیدم پدر، حسابی گریه کرده چون هنوز صداش پر از بغض بود و می لرزید. نمیدونم چرا نتونستم حرف بزنم و قطع کردم. چیزی منو به سی سال پیش برد. به بالین پدربزرگ:</font></p>
<p align="justify"><font size="3">ده ساله بودم. پدر بزرگ به مرور، فلج کامل شده بود. دیگه تارهای صوتی اش هم از کار افتاده بودن. تنها ماهیچه های چشمش فعال بودن. پدرم و سه عموم، دور تختش  داشتن از تناقضهای انجیل صحبت میکردن. یکی از عموهام از حزب کمونیست می گفت و دستاوردهاش. عموهای دیگه سر تکون میدادن و به پدرم نگاه میکردن تا حرف  تاثیر گذاره آخر رو او بزنه.</font></p>
<p align="justify"><font size="3"> پدر بزرگ انگار کلافه بود. چشمش رو چرخوند. روی صورتم متمرکز شد و موند. غمی بزرگ و عمیق توی چشماش خونه کرده بود اما از لای اون لایه ی ضخیم غم، به سمت من، نوری از رویا و امید و مهر ساطع میشد. همون موقع مادر بزرگ زد زیره شیون و</font><font size="3"> دوید وصیت نامه رو آورد. پدربزرگ نوشته بود جنازه شو ببرن "هایدلبرگ" و کنار قبر مادرش خاکش کنن. بعد نوشته بود که  کشیش "اتوتو" بیاد و  این فراز از انجیل رو بالای قبرش بخونه:  "... اگر فرزندان خود را بیش از من دوست بدارید، لایق من نیستید. اگر نخواهید صلیب خود را بردارید و از من پیروی کنید، لایق من نیستید... ای پدر! مالک آسمان و زمین! تو را سپاس میگویم که حقیقت را از کسانی که خود را دانا می پندارند، پنهان ساختی و آن را به کسانی که همچون کودکان ساده دلند آشکار نمودی..."</font></p>
<p align="justify"><font size="3">یادمه - اما- پدرم اصرار داشت که پدر بزرگ در آخرین لحظه ی زندگیش، بالاخره حزب رو باور کرده و دست از ایمان مسیحی اش شسته، پس بهتره همینجا کنار قبر شهدای جنبش دفن بشه، بی حضور هیچ کشیشی. میگفت دوستاش رو هم خبر می کنه که با هم کنار قبرش، سرود اینترناسیونال رو بخونن. عموها همه با سر تایید میکردن. مادر بزرگ فقط داشت گریه میکرد...</font></p>
<p align="justify"><font size="3">***********</font></p>
<p align="justify"><font size="3">دوباره زنگ زدم به پدر. التماسش کردم که چیزی رو دور نریزه. با هق هق گفت: نه پسرم! عوضش الان رفتم سراغ نوشته ها و یاداشتهای خودم و میخوام همه شون رو بسوزونم. داد زدم: تو رو خدا نه! منم میخوام یه روزی روی نوشته های تو اشک بریزم...</font></p>
<p><font size="3">-------------------</font></p>
<p><font size="3">پ. ن: این داستانک، پیوندهایی با چند خاطره ی گسسته ام دارد. برای آنکه کسی یا کسانی آنرا به خود نگیرند، فضای داستان را به سرزمین و تاریخ و فرهنگی دیگر برده ام... </font></p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4609/%da%af%d8%b3%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خاقانی و زنان</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4610/%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4610/%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 00:44:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>latefpour</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=427ac3fbd6a9a4bb6b804e73d22c0b49</guid>
		<description><![CDATA[   امروز یکی از قصاید غرا  و بلند خاقانی را  می خواندم وقتی  به این بیت زیبای او رسیدم ( نعمتی بهتر از آزادی نیست     بر چنین مائده کفران چه ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right">   امروز یکی از قصاید غرا  و بلند خاقانی را  می خواندم وقتی  به این بیت زیبای او رسیدم ( نعمتی بهتر از آزادی نیست     بر چنین مائده کفران چه کنم   ) خیلی خوشحال شدم که خاقانی در قرن ششم چه زیبا در مورد آزادی سخن گفته است و سخن او چقدر مدرن است . این خوشحالی چندان طول نکشید  چون وقتی به چند بیت دیگر او  رسیدم که در مورد زنان و مادرش -که  خاقانی خیلی هم او را دوست داشت - رسیدم پاک ناامید و مایوس شدم . <br>   دولت از خادم و زن چون طلبم                              <p>   کاملم ، میل به نقصان چه کنم </p><p>  لیک نیم آدمی( اشاره به مادرش ) آن جاست مرا         </p><p> چون سپردمش به یزدان چه کنم </p><p>      از خاقانی ایراد نمی گیرم که فرزند زمان خودش بوده و هفت هشت قرنی با ما فاصله دارد بلکه عملکردافرادی در جهان جدید قابل ایراد است که هنوز هم در مورد مرد و زن مثل خاقانی می اندیشند و این افراد متاسفانه شمارشان بسیار زیاد است . </p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4610/%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هفت آسمان</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4607/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4607/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 13:57:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saidyan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=c5cb37e6dbecf20546669514e84afac5</guid>
		<description><![CDATA[دزدیده، چون جان، می‌روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی، ای رونق بستان من
چون می‌روی، بی‌من مرو؛ ای جان جان، بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p align="justify"><font color="#333366">دزدیده، چون جان، می‌روی اندر میان جان من</font></p>
<p align="justify"><font color="#333366">سرو خرامان منی، ای رونق بستان من</font></p>
<p align="justify"><font color="#333366">چون می‌روی، بی‌من مرو؛ ای جان جان، بی‌تن مرو</font></p>
<p align="justify"><font color="#333366">وز چشم من بیرون مشو، ای شعله‌ی تابان من</font></p>
<p align="justify"><font color="#333366">هفت‌آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم</font>                                        "مولانا"</p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4607/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آدمی &#8230;!</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4608/%d8%a2%d8%af%d9%85%db%8c/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4608/%d8%a2%d8%af%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 13:31:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saidyan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=e6611bc366961ac3bd2698d763daed04</guid>
		<description><![CDATA[آدمیست دیگریک روز حوصله هیچ چیز را ندارد 
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور... 
"حسین پناهی"]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><span style="TEXT-TRANSFORM:none;TEXT-INDENT:0px;BORDER-COLLAPSE:separate;FONT:medium &#39;Times New Roman&#39;;WHITE-SPACE:normal;LETTER-SPACING:normal;COLOR:rgb(0,0,0);WORD-SPACING:0px"><span style="TEXT-ALIGN:right;LINE-HEIGHT:16px;FONT-FAMILY:Tahoma;FONT-SIZE:11px"><font color="#000000"><font size="2" face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif">آدمیست دیگر<br>یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد</font> </font>
<div style="TEXT-ALIGN:justify"><font size="2"><font color="#000000" size="2" face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif">دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور... </font></font></div>
<div style="TEXT-ALIGN:justify"><font size="2"><font color="#000000" size="2" face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif">"حسین پناهی"</font></font></div></span></span></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4608/%d8%a2%d8%af%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فضای مجازی ی ی..</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4588/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c-%db%8c/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4588/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c-%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 09:35:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>suzeni</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=825e7469800fede45b6f4c1b582d651d</guid>
		<description><![CDATA[زنده‌باد اینترنت!  +    
شاید خود "دیوید واینر" هم که‌ درسال1999 اولین وبلاگ را می نوشت باور نمی کرد که‌ چندسال بعد ملیونها وب نوشت در جهان م...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p dir="rtl"><b><font color="#ff0000">زنده‌باد اینترنت!</font></b>  +    </p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">شاید خود "دیوید واینر" هم که‌ درسال1999 اولین وبلاگ را می نوشت باور نمی کرد که‌ چندسال بعد ملیونها وب نوشت در جهان مجازی به‌ نوعی قدرت زبانی – نشانه‌ای تبدیل خواهند شد و روزانه‌ یا بهتر بگویم در هر ثانیه‌ خوانندگان را نوشته‌باران خواهند کرد .. حال این پدیده‌ را به‌فال نیک بگیریم یانه‌، چیزی از سرعت انتشار آنها کم نخواهد شد... وب نوشته‌ها همچنان جهان وانمود را در قلمرو مجازی خود خواهند داشت ... شاعران و نویسندگان نیز برای فرار از سانسور و دردسترس قراردادن هرچه‌ پیشتر نوشته‌های خود به‌ مخاطبان، مسلمااز این قافله‌ عقب نمانده‌ و نخواهند ماند. اما این شاید تنها ظاهر قضیه‌ است؛ ملیونها غیر شاعر و نویسنده‌ نیز خودرا نویسنده‌ و شاعر پنداشته‌ و از هر چه‌ نباید و باید مینویسند و اساسا شبه‌واقع چنان بر واقع مسلط گشته‌ که‌ بقول بودریار جداسازی واقع و غیرواقع ناممکن میگردد و این از دستاوردهای تکنولوژی در عصر پسامدرن است.. و قبلا این مقوله‌ توسط نویسندگان مکتب فرانکفورت(آدرنو و هورکهایمر) پیش بینی شده‌ بود؛ </font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">" تکنولوژی بی شک نقطه‌ اوج روند انتزاعی شدن رابطه‌ی انسانها با طبیعت و با یکدیگر است. در تکنولوژی مدرن همه‌ چیز بر حسب زبان کامپیوتر... بررسی، تحلیل و کنترل می شود... مبادله‌ی داده‌ها مبنای انتزاعی شدن جهان در نظام تکنولوژی مدرن است.."   تلنولوژی ذاتا عام و فرا گیر است و خصلتی خودکامه‌ و تام گرا(توتالیتر)دارد.1  </font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">و البته‌ از مهمترین آسیبهای آن "   .. منفعل كردن مخاطب در برابر خواست رسانه از بين بردن فاصله هنر و زندگي و به تبع آن، رواج بيمارگونه رئاليسم در فرهنگ است. در قبال اين رئاليسم آبكي، مخاطبان همه واكنش هاي يكساني دارند كه ناشي از تجربه هاي سطحي مشترك زندگي روزمره است و به اين ترتيب است كه مرز هنر و زندگي از بين مي رود و براي درك هنر ديگر لازم نيست مخاطب چيزي بيش از ابتدايي ترين تجربيات زندگي روزمره را در اختيار داشته باشد. اين وحدت بخشيدن در سطح ديگري نيز اتفاق مي افتد: تمايز بنيادين بين هنر جدي و عامه پسند، در دوران مدرن از بين مي رود و همه چيز تحت كليتي واحد وحدت مي يابد. تمام انواع هنر به سرگرمي تبديل مي شود و از اين طريق تمايز بين كار جدي و اوقات فراغت كمرنگ مي شود. هنر امروز نياز به انديشيدن و تلاش براي درك آن ندارد، بيش از نود درصد فيلم ها را با يك بار ديدن مي توان كاملاً درك كرد، چرا كه آن چه در اين بين نقش اصلي را ايفا مي كند نه هنر كه سرگرمي است. <br>به هر حال، از ديد آدورنو و هوركهايمر صنعت فرهنگ سازي حرف آخر در عرصه فرهنگ عصر ماست. از نظر اين دو؛  مسئله اين نيست كه مردم از اين ايدئولوژي جديد لذت مي برند و با رضايت به آن تن مي دهند، مسئله اين است كه ديگر كسي توان مقاومت در برابر صنعت فرهنگسازي را ندارد..."2</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">اما آنجا که‌ شاعران، نویسندگان، هنرمندان و به‌ طور کلی روشنفکران  فضایی در جهان واقع؛ درعرصه‌ کتاب، روزنامه‌ و چاپ آثار خویش نیابند، چ فضایی مفیدتر از جهان مجازیی با ملیونها خواننده‌ معمولی، متوسط و حرفه‌ای.. کمترین دستاورد نیز میتواند حفظ آثار در برابر موش خوردگی!! و گردگرفتگی ودرنهایت نابودی متون هنری  باشد. مسلما همه‌ی شاعران و نویسندگان خواهان آنند کتابهایشان را در محیط اجتماعی خویش منتشر کنند اما در این اما و اگرهایی که‌ بر سر کتاب می رود چ فضایی بهتر از فضای مجازی .. اکنون کم نیستند روشنفکران، شاعران، نویسندگان و هنرمندانی که‌ ازاین دستاورد به‌ بهترین نحو استفاده‌ می کنند و صالح سوزنی نیز با انتشار بیش از ده‌ اثر دراین فضای مجازی و سه‌ وب نوشت ادبی دراین عرصه‌ فعال است ت ت.. امیدوارم روزی این کتابها در جهان واقع نیز به‌ دست خوانندگان خویش برسد . اما تا آن هنگام م م.. <b>زنده</b>‌ <b>باد اینترنت!</b>  </font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff"> </font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">---------</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">1-       در باره‌ مضامین و ساختار "دیالکتیک رۆشنگری" – ارغنون – 11 -12</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">2-      از وب نوشت پیرامون نقد.  در مورد دیالکتیک روشنگری</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#cc99ff">+ له‌ وه‌ڵامی پرسیاری دۆستێدا نووسراوه‌ بۆ "سیروان"</font></p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4588/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c-%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>« تک» بعدی</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4599/%d8%aa%da%a9-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4599/%d8%aa%da%a9-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 May 2012 01:11:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>latefpour</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=66089ba32ac242936eae3f33b8221533</guid>
		<description><![CDATA[ 1)با یک چشم دیدن ،یک
بعدی بودن ، یک کتابی بودن ، یک دنده بودن ، یک سویه نگری وبسیاری از یک ها و تک روی
ها ریشه ی بسیاری از تفریق ها و تفرقه ها و...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p></p><p dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><font face="tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span lang="AR-SA" style="font-size:12pt;line-height:115%"> <font face="arial,helvetica,sans-serif">1<font>)با یک چشم دیدن ،یک
بعدی بودن ، یک کتابی بودن ، یک دنده بودن ، یک سویه نگری وبسیاری از یک ها و تک روی
ها ریشه ی بسیاری از تفریق ها و تفرقه ها و دوگانگی هاست</font></font></span><font face="arial,helvetica,sans-serif"><span dir="ltr" style="font-size:12pt;line-height:115%"> .</span></font></font></p>

<p dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span lang="AR-SA" style="font-size:12pt;line-height:115%"> 2<font>) برخی از عرفا شیطان را به این جهت « اعور »
کور می دانند که فقط یک چشم دارد و به بعد مادی انسان ها نظر دارد<span>  </span>و ابعاد دیگر وجودی آدمی را نادیده می گیرد . به
قول مولوی « دیو آدم را نبیند غیر طین</font></span><span dir="ltr" style="font-size:12pt;line-height:115%"> »</span></font></p>

<p dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span dir="ltr" style="font-size:12pt;line-height:115%"> (<font>3</font><font> </font></span><font><span lang="AR-SA" style="font-size:12pt;line-height:115%">وایتهد البته به زبانی فلسفی از مغالطه
ای نام می برد به عنوان « هیچ نیست مگر ....» که بر اساس این مغالطه و خطای اندیشگی
بسیاری از انسان ها حقیقت را همان چیزهایی می دانند<span>  </span>که خود می بینند و لاغیر . مثلا می گویند ادبیات<span>  </span>چیزی نیست جز شعر و قس علی هذا. این افراد چنان گرفتار دام این مغالطه می شوند که حقیقت را فقط در ایده و عقیده و رشته و مکتب و کتاب و... خود می بینند. </span></font></font></p>

<p dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span dir="ltr" style="font-size:12pt;line-height:115%">(4</span><font><span lang="AR-SA" style="font-size:12pt;line-height:115%">ای کاش ما انسان ها می دانستیم وقتی که
بر سر یک چیز تک روی و تندروی می کنیم داریم مغالطه می کنیم و شیطانی می اندیشیم و
به دو گانگی ها دامن می زنیم . مصداق ها فراوان اند و خواننده ی فعال می تواند مصادیق
را باز<span>  </span>تر و بارزتر نماید</span></font></font><span dir="ltr"> .</span></p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4599/%d8%aa%da%a9-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شبی با ابن سینا</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4600/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4600/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 May 2012 22:12:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saidyan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=5ed55b145e5b3184ddbd01a00739d2c1</guid>
		<description><![CDATA[کتابم را محکم بر هم بستم به صورتش نگاهی انداختم و گله مند از او پرسیدم که چقدر باید فرمول حفظ کنم ؟چقدر باید در جستجوی جواب تمرین ها و مسائل ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">کتابم را محکم بر هم بستم به صورتش نگاهی انداختم و گله مند از او پرسیدم که چقدر باید فرمول حفظ کنم ؟چقدر باید در جستجوی جواب تمرین ها و مسائل آن باشم ؟چقدر باید اضطراب به دل راه دهم؟چقدر و چرا امتحان؟و اصلا چرا یادگیری علم؟و هزاران پرسشی که بی پاسخ ماند.</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">از خستگی به خواب رفتم در خواب مردی بلند بالا ،خوش چهره و نیرومند یافتم .رخسارش آشنا بود اما نامش را به یاد نمی آوردم.ناگاه به کتابی که در دست داشت نگاهی انداختم آری کتابش ((قانون)) بود.فهمیدم که او حکیم بزرگ ایران زمین ابن سینا است.به او سلامی کردم هنگامه که لب به سخن گشود از خانواده اش،آموزگاران و شاگردانش گفت و مرا نیز واداشت تا از فعالیت های پس از او بگویم چقدر از پیشرفت های پزشکی متعجب و شادمان گردید. </font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">او را از فرستادن ماهواره ها در فضا ،شبیه سازی ها و هزاران فعالیت علمی دیگر با خبر ساختم و پس از مدتی تامل به او گفتم:در هر زمینه ای از علوم پیشرفت های چشمگیری صورت گرفته است پس دیگر به درس خواندن و حفظ صد ها فرمول و اثبات آنها و امتحان دادن و اضطراب فراوان چه نیازی است؟شما وهمکارانتان در محیط آزمایشگاه رشد یافتید هزاران آزمایش به دستتان انجام شد اما چرا من و دوستانم با محیط آزمایشگاه غریبه ایم؟چرا از لوله های آزمایش و هزاران محلول شیمیایی و رنگی فاصله گرفته ایم؟چرا هیچ گاه زیست را در محیط زیست نیاموختیم؟چرا ستارگاه دلتنگ چشمانمان اند؟چرا هر گاه به نقض قانون و یا فرمولی خرده گرفتیم هیچ گاه قانع نشدیم؟چرا جای مدار های الکتریکی فقط بر روی تخته ی سیاه و تنها توسط معلم رسم می شود؟من و دوستانم از حال خازن ها بی خبریم و تنها ولتاژ و انرژیشان را با گچ بر دل سیاه تابلو می نگاریم.آری گر چه در دوران ما از مکتب و فلک و هزاران سخت گیری دیگر خبری نیست ولی خوشا به حالتان در آن زمان شما اضطراب کنکور و هزاران آزمون آزمایشی دیگر را نداشتید.</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">اما ای ابن سینا برخیز و ببین که چگونه دوستان من در کام کتاب ها فرورفته اند و به بهای قبول شدن در رشته و دانشگاه مورد نظر خود از زندگی و خانواده فاصله گرفته اند.هنگامی که برخاستی به دبیرستان ها نیز سری بزن بنگر که چقدر نشاط و شادی کم شده کسی دیگر صدای هیاهو و شادی و شوق را در زنگ های تفریح نمی شنود.آری گرچه فعالیت های فراوانی در جهت تربیت بدنی در مقاطع دبستان و راهنمایی صورت گرفته اما دستان من و دوستانم خسته است پاهایمان دیگر توان فعالیت ندارد.ساختمان مدارس بلند اما کوچک است دیگر خبری از حیاط های وسیع و بزرگ نیست .گردش های علمی و فرهنگی دیگر جایی در برنامه آموزشی ندارد یا وجودشان کم رنگ شده است.آری دلمان برای معلمان خندان تنگ است………</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">او تمام حرف هایم را با صبر و شکیبایی شنید و گفت:چشمان پر فروغت از آینده ای زیباتر خبر می دهدآری گرچه بسیاری از علوم کشف و شناخته شده اما بدان که مسیر علم آموزی پایانی ندارد آیا در کنار همه ی این پرسش ها از خود پرسیده ای که آمدنت بهر چه بود؟بهر خدمت به خلق و عشق به وطن .بدان که زندگی خوب زاینده ی تفکر خوب است و آگاه باش که دستانت بسیار تواناست تمام عنصر ها آماده ی ترکیب اند و آزمایشگاه شور تو و دوستانت را می طلبند.</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">پس برخاستم رو به سوی سیمای امیدوارش کردم و گفتم :ای عالم طب به تو قول می دهم که من و دوستانم کاری کنیم تا دیوار تمام کلاس ها فرو بریزد تا زیست را در محیط زیست ،شیمی و فیزیک را در محیط آزمایشگاه و طبیعت مطالعه کنیم.دیگر تن هایمان خسته و هیچ دانش آموزی از زنگ های ورزش گریزان نباشد.در زمینه ی کنکور و مسائل مرتبط با آن نیز فعالیت هایی می کنیم تا هر توانمندی با توجه به علاقه مندی هایش در رشته ی مورد نظر خود تحصیل کند.محیطی را به وجود آوریم تا فرمول ها به دست ما و از  ذهن ما نشات گیرند.معلمان خندان –توانا-منظبت –پاک و منظم بر سر کلاس ها حاضر شوند مهارت های زندگی بیاموزند وجامعه برای تحصیلات هر فرد برنامه ریزی کند.</font></p>
<p dir="rtl" align="justify"><font color="#003399">منبع: سایت ناظم سرا به قلم خانم معتمدی </font></p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4600/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%a8%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهارت های زندگی &#8230;</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4595/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4595/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 May 2012 21:06:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saidyan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=3dc45572cb32b2f5c809947a243e0017</guid>
		<description><![CDATA[این روزها که به برگزاری کنکور سراسری نزدیک می شویم هرروز و هر لحظه بر استرس و اضطراب دانش آموزان افزوده می شود.بی آن که سودی داشته باشدخلاقی...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><p align="justify"><font color="#3300cc"><img border="0" hspace="0" alt="" align="right" src="http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/ordibehesht/08/31557.jpg"></font><font color="#003300">این روزها که به برگزاری کنکور سراسری نزدیک می شویم هرروز و هر لحظه بر استرس و اضطراب دانش آموزان افزوده می شود.بی آن که سودی داشته باشدخلاقیت دانش آموزان ما نابود می کند</font></p>
<p align="justify"><font color="#003300">مشکل اینجاست که نه در نظام آموزشی ما ٬نه در برنامه های تلویزیونی ونه درخانواده٬ هیچ جایی برای مدیریت زمان و آموزش مهارت های زندگی ٬وجود ندارد .واقعاْیاد نگرفتیم چگونه٬کجا وبر چه اساس و روشی آن چه را که در سالیان قبل آموخته ایم٬درمسیر زندگی ورفع گره های زندگی٬به کار بریم .نمی خواهم ونمی دانم !نسخه ای برای غلبه بر استرس بپیچم.اما از این که نوجوانان و جوانان ما به جای ارتقای اندیشه های علمی و تمرکز بر اهداف بزرگ آینده ٬افکارشان همواره حول مبارزه وشکست غولی به نام "کنکور" می چرخد!!درشگفت ومتاسفم.</font></p>
<p align="justify"><font color="#003300">کاش می شد آموزش مهارت های زندگی در همه ی زمینه ها برای بهتر زیستن و کاهش آمار جرم و خشونت و طلاق و...در راس برنامه های جدید آموزش وپرورش قرار می گرفت.ودرسند وچشم انداز جدید تدوین شده بر این اصول ومهارت ها٬خارج از شعار ٬ودرعمل٬تکیه ی بیشتری می شد ....</font></p>
<p align="justify"><font color="#990000">چند روش ساده را برای کاهش استرس در ادامه بخوانید ...</font></p></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4595/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یه‌که‌مین خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4596/%db%8c%d9%87%e2%80%8c%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%da%b5%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4596/%db%8c%d9%87%e2%80%8c%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%da%b5%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 May 2012 13:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hajhan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=fcd5935f9c908ed536dd706ad1ad5d16</guid>
		<description><![CDATA[ 




 
رێکخراوه‌ی فه‌رهه‌نگی - ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کوردی سنه‌ به‌ هاوکاری ئیداره‌ی فه‌رهه‌نگ و ئیرشادی ئیسلامی پارێزگای کوردستان، ل]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><h2> </h2>
<table cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2">
<p> </p>
<p>رێکخراوه‌ی فه‌رهه‌نگی - ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کوردی سنه‌ به‌ هاوکاری ئیداره‌ی فه‌رهه‌نگ و ئیرشادی ئیسلامی پارێزگای کوردستان، له‌ درێژه‌ی چالاکییه‌کانی خۆیدا به‌ مه‌به‌ستی به‌رز راگرتنی فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بی کوردی، یه‌که‌مین "خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد" له‌ بواری شێعردا به‌ڕێوه‌ ده‌بات. بۆیه‌ له‌ هه‌موو شاعیرانی به‌ڕێز داوا ده‌که‌ین به‌ له‌به‌رچاوگرتنی ئه‌م خاڵانه‌، به‌رهه‌مه‌کانیان تا کاتی دیاریکراو ره‌وانه‌ی ئه‌م ده‌بیرخانه‌یه‌ بکه‌ن.</p>
<p>هه‌موو شاعیرێ بۆی هه‌یه‌ له‌م فستیڤاڵه‌دا به‌شداری بکات، بۆ وه‌رگرتنی خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد و 3 خه‌ڵاتی تایبه‌تی دیکه‌، 3 که‌س له‌و شاعیرانه‌ که‌ به‌رهه‌میان هه‌ڵبژێردرێت و له‌ 5 ساڵی رابردوودا کتێبی شێعریان چاپ کرابێت له‌ پێشه‌وه‌دان. (ناردنی کتێبی چاپکراو پێویسته‌).</p>
<p>ته‌مه‌نی به‌شداری کردن 20 تا 50 ساڵه‌.</p>
<p>به‌رهه‌مه‌کان له‌سه‌ر سی‌دی یان له‌ رێگای ئیمه‌یله‌وه‌ و کتێبه ‌چاپکراوه‌کانیش به‌ ناونیشانی خواره‌وه‌ بنێردرێن.</p>
<p>هه‌ر شاعیرێ ده‌توانێ 3 به‌رهه‌م بنێرێت (به‌رهه‌مه‌کان له‌ شوێنی دیکه‌دا نه‌خوێندرابێنه‌وه‌).</p>
<p>هه‌ر شاعیرێ له‌ هه‌ر ناوچه‌یێکی کوردنشینی ئێران ده‌توانێ له‌م فستیڤاڵه‌دا به‌شداری بکات.</p>
<p> </p>
<p><strong>بابه‌ت: ئازاد و له‌ قاڵبی کلاسیک و نوێدا</strong></p>
<p><strong>کاتی به‌ڕێوه‌چوون: 3 و 4ی جۆزه‌ردانی 1391</strong><strong></strong></p>
<p><strong>ئاخرین ماوه‌ی وه‌رگرتنی به‌رهه‌مه‌کان: 26ی گوڵانی 1391</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>ناونیشان: سنه‌ شه‌قامی ته‌وحید(گریاشان)، ته‌نیشت دادگوسته‌ری، موجته‌مه‌عی فه‌رهه‌نگی – هونه‌ری فه‌جر(ده‌بیرخانه‌ی خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد)</p>
<p>ته‌له‌فوون: 3285070-0871       فه‌کس: 3283025-0871</p>
<p>نشانی: سنندج- بلوار ته‌وحید(گریاشان)- مجتمع فرهنگی هنری فجر(دبیرخانه‌ جایزه‌ ادبی مولوی کرد)</p>
<p>تلفن: 3285070-0871             فکس: 3283025-0871</p>
<p> </p>
<p><a href="http://www.4shared.com/get/piPC0pzO/Call.html"><img dir="rtl" title="یه‌که‌مین خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد" height="496" alt="یه‌که‌مین خه‌ڵاتی ئه‌ده‌بی مه‌وله‌وی کورد" src="http://dc536.4shared.com/img/v1bdc2Yl/s7/kurdi.jpg" width="351"></a><br></p></td></tr></tbody></table></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.sharnews.com/4596/%db%8c%d9%87%e2%80%8c%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%da%b5%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>*کولبران و کوله­باری از درد و رنج*در چند روز گذشته، حادثه­ی</title>
		<link>http://blog.sharnews.com/4593/%da%a9%d9%88%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%84%d9%87%c2%ad%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d8%af%d8%b1-%da%86%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://blog.sharnews.com/4593/%da%a9%d9%88%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%84%d9%87%c2%ad%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d8%af%d8%b1-%da%86%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2012 13:26:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خالد توکلی</dc:creator>
				<category><![CDATA[Saqqez]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.sharnews.com/?guid=ec68b5a31654903d8912ba13d1033511</guid>
		<description><![CDATA[ کولبران و کوله­باری از درد و رنجدر چند روز گذشته، حادثه­ی مهمی در میدان پیچیده­ی سیاست کردستان به وقوع پیوست. این خبر یا حادثه­ی مهم، بیان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="direction:rtl;text-align:right"><div dir="rtl" style="text-align:right"> <br><div align="center" dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:center;text-indent:14.4pt"><b><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:14.0pt;line-height:115%">کولبران و کوله­باری از درد و رنج</span></b></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify;text-indent:14.4pt"><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">در چند روز گذشته، حادثه­ی مهمی در میدان پیچیده­ی سیاست کردستان به وقوع پیوست. این خبر یا حادثه­ی مهم، بیانیه­ای بود که کمپین بین­المللی حقوق بشر در مورد کشته شدن 74 کولبر کرد در مرزهای ایران و عراق، منتشر ساخت. از آن رو این حادثه مهم است که انتشار چنین بیانیه­ای توسط یک نهاد حقوق بشری معتبر و دفاع از مردم مدنی کرد بر مبنای اصول و قواعد حقوق بشر، در نوع خود بی­سابقه یا کم­سابقه بوده است. نوع استقبال و برخوردی که با این بیانیه شد نیز از جهاتی جالب توجه بود: در حالی که بسیاری از خبرگزاری­های معتبر منطقه­ای و جهانی آن را پوشش و تفاسیر مختلفی از آن ارائه دادند، در کردستان، استقبال چندانی از آن به عمل نیامد و آنچنان که باید و شاید در معرض بحث و گفت­وگو قرار نگرفت. با وجود این رفتار عجیب فعالان سیاسی کرد و برای کاهش آلام و رنج مردمی که از این فاجعه آسیب دیده­اند و برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی، می­بایست از جنبه­های مختلف، کشتار کولبران کرد را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد. در این نوشتار تلاش می­شود جنبه­های مختلف این حادثه مورد کندوکاو قرار گیرد.</span></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;margin-bottom:10.0pt;margin-left:0cm;margin-right:32.4pt;margin-top:0cm;text-align:justify"><span style="font-size:12.0pt;line-height:115%"><span>1.<span style="font:7.0pt &quot;Times New Roman&quot;">      </span></span></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">اولین نکته­ای که در تحلیل قاچاق و کشتن کولبران بایستی بدان پرداخته شود جنبه­ی فرهنگی این مسئله است، بدین معنی که درک و تعریف بسیاری از مردم کردستان که کولبران نیز بخشی از آنها هستند از قاچاق تا حد زیادی با تعریف قانونی آن متفاوت است و درک و ذهنیت مشترکی در این زمینه وجود ندارد. از نظر ایشان صرفاً خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی و کالاهای زیان­آور برای فرد و جامعه یا غیر شرعی از مصادیق قاچاق به شمار می­آیند. به عبارت دیگر در میان بسیاری از مردم کردستان مشاغل را بر اساس حلال یا حرام بودن کالای مورد معامله<span>  </span>و نه بر اساس نتیجه­ی مطلوب یا نامطلوب آن برای نظام اقتصادی ارزش­گذاری می­کنند. به همین دلیل، قاچاق­چیان مواد مخدر و تا حدی مشروبات الکلی، افرادی منفور به شمار می­آیند، در مقابل کولبران به عنوان افرادی شریف و زحمت­کش که در پی کسب روزی و معیشت حلال هستند مورد تقدیر مردم می­باشند. فقدان ذهنیت و تعریف مشترک میان مردم کرد و حکومت ناشی از سلطه­ی نگرش دینی و شرعی بر نگرش قانونی از سوی مردم کرد و سلطه­ی نگرش امنیتی بر نگرش فرهنگی از سوی دولت در کردستان است.</span><span dir="ltr" style="font-size:12.0pt;line-height:115%"></span></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;margin-bottom:10.0pt;margin-left:0cm;margin-right:32.4pt;margin-top:0cm;text-align:justify"><span style="font-size:12.0pt;line-height:115%"><span>2.<span style="font:7.0pt &quot;Times New Roman&quot;">      </span></span></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">در قانون اساسی ایران، یکی از وظایف دولت ایجاد اشتغال برای مردم است. در اصل 28 قانون اساسی آمده است: « دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه­ی افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.» در اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر نیز اشتغال مورد توجه قرار گرفته است و در ماده­ی 23 آمده است که : « هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.» اکنون این پرسش مطرح است که آیا مطابق با قانون اساسی ایران یا اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر، امکانات کار و اشتغال برای شهروندان کرد فراهم آمده است؟ آیا شرایط مساوی برای احراز مشاغل وجود دارد؟ آیا در برابر بیکاری مورد حمایت هستند؟ آیا از شرایط کاری منصفانه برخوردار می­باشند؟ آیا امکان انتخاب شغل وجود دارد یا اکثر مردم از سر ناچاری و بالاجبار به مشاغل سخت و طاقت­فرسایی چون کولبری روی می­آورند؟ </span><span dir="ltr" style="font-size:12.0pt;line-height:115%"></span></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">نگاهی به آمارهای اقتصادی در مناطق کردنشین نشان می­دهد که کولبری یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار است و اگر امکان انتخاب مشاغل دیگری در کردستان وجود داشت بدون تردید اکثریت کولبران به آن مشاغل روی می­آوردند. علاوه بر این، مقایسه­ی شاخص­های توسعه اقتصادی استان كردستان با دیگر مناطق کشور، از وجود نابرابری در امر سرمایه­گذاری و توجه دولت به این مناطق حکایت دارد. برای نمونه «در شاخص­هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي<span>  </span>در رده­هاي آخر استان­هاي كشور قرار دارد به عنوان يك شاخص كليدي مي­توان به درآمد سرانه اشاره كرد، كه بر اساس نتايج حساب­هاي منطقه­اي سال 1385 ميزان درآمد<span>  </span>سرانه استان كردستان برابر 15.700.000 ريال (يك ميليون و پانصد و هفتاد هزار تومان) در سال بوده ، در حالي كه ميانگين كشوري آن حدود 33.800.000 ريال (سه ميليون و سيصد و هشتاد هزار تومان) است بر اين اساس درآمد سرانه استان تنها حدود 4/46 درصد درآمد سرانه ميانگين كشوري است و از حيث اين شاخص، استان رتبه 29 را در كل كشور به خود اختصاص داده است از طرف ديگر سهم استان كردستان از كل توليد ناخالص داخلي كشور در سال 1385 تنها<span>  </span>حدود95/0 درصد يعني كمتر از يك درصد بوده است، و از اين لحاظ حائز رتبه 23 در<span>  </span>كل كشور است و بر اساس آمارها ، استان كردستان در پايان سال 1388 حدود 27 درصد از راه­هاي اصلي و فرعي و روستايي<span>  </span>برخوردار بوده است كه ميانگين كشوري از نظر برخورداري از اين لحاظ، برابر 56 درصد بوده، كه از اين حيث استان كردستان رتبه 29 را در كل كشور به خود اختصاص داده است.» (</span><span style="font-size:12.0pt;line-height:115%"><a href="http://www.kurdshora.ir/contents/article/74-1389-10-22-04-57-24.html"><span dir="ltr">http://www.kurdshora.ir/contents/article/74-1389-10-22-04-57-24.html</span></a></span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span>) همچنین در سال 1388 در استان کردستان فقط 7 کارگاه صنعتی وجود داشته است که تعداد کارکنان آن 100 نفر و بیشتر بوده است. (سالنامه­ی آماری کردستان: </span><span dir="ltr" style="font-size:12.0pt;line-height:115%">http://www.ostan-kd.ir/Files/1/Amar/88/Faslha/7.pdf</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span>)</span></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;margin-bottom:10.0pt;margin-left:0cm;margin-right:32.4pt;margin-top:0cm;text-align:justify"><span style="font-size:12.0pt;line-height:115%"><span>3.<span style="font:7.0pt &quot;Times New Roman&quot;">      </span></span></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">رفتار دوگانه دولت با قاچاق نیز یکی دیگر از نکاتی است که شایان توجه است. در حالی که باندهای قاچاق به راحتی در داخل شهرها کالاهای خود را جابجا می­کنند و 3اف­های حامل این کالاها نه تنها در خیابان­ها آزادانه جولان می­دهند بلکه اغلب برای مردم مزاحمت نیز ایجاد می­کنند و ثروت بادآورده­ی خود را به رخ مردم می­کشند، باد و باران و نیروهای انتظامی درکارند تا برای کولبران مشکل ایجاد کنند و بدون هرگونه محاکمه و تفهیم اتهامی، برای آنها شدیدترین مجازات در نظر گرفته و اعمال می­شود. </span><span dir="ltr" style="font-size:12.0pt;line-height:115%"></span></div><div dir="rtl" style="direction:rtl;text-align:justify"><span lang="FA" style="font-family:&quot;0 Baran&quot;;font-size:12.0pt;line-height:115%">با این اوصاف اگر حتی رفتار کولبران را مجرمانه تلقی کنیم و عدم توافق بین­الاذهانی، توسعه­نیافتگی کردستان و رفتار دوگانه نسبت به قاچاق را در نظر نگیریم؛ باز به هیچ وجه این نکته پذیرفتنی و قابل قبول نیست که بین جرم و مجازات تناسب وجود دارد. مجازات وارد کردن غیر قانونی کالایی مانند تلویزیون یا کالایی مشابه آن نه بر اساس قوانین کشور و نه بر اساس مفاد حقوق بشر، مرگ نیست لذا عدم تناسب میان جرم و مجازات در این زمینه کاملاً مشهود است. </span></div></div><div><img width="1" height="1" src="https://blogger.googleusercontent.com/tracker/73330883464787487-339966461564197470?l=xalidt.blogspot.com" alt=""></div></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://xalidt.blogspot.com/feeds/339966461564197470/comments/default</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

